کد خبر : 4793
تاریخ انتشار : شنبه 26 مارس 2022 - 5:20

نصیحت های مرد کهنه کار سیاست به برادر مجلسی اش / مردم را دلزده نکنیم

نصیحت های مرد کهنه کار سیاست به برادر مجلسی اش / مردم را دلزده نکنیم

برادر عزیزم، آزاده و جانباز و نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی جناب آقای سید ناصر حسینی سلام علیکم و رحمه الله ضمن تبریک سال نو توفیقات شما را از درگاه ملک منان، و رحمان الرحیم می‌طلبم و محفوظ ماندن از وسابس شیاطین اِنس و جانّ را از حضرت حافظ

برادر عزیزم، آزاده و جانباز و نماینده محترم مردم شریف گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی جناب آقای سید ناصر حسینی
سلام علیکم و رحمه الله
ضمن تبریک سال نو توفیقات شما را از درگاه ملک منان، و رحمان الرحیم می‌طلبم و محفوظ ماندن از وسابس شیاطین اِنس و جانّ را از حضرت حافظ حفیظ برایتان مسئلت دارم.
احتراماً مدتی است که می‌خواهم مختصری از وضعیت موجود را به عرضتان برسانم و شرایط را در حریم امکان و وسع و استنباط بِنِگارم، ولی حالم بر جسمَم وفادار نیست، چرا که لحظه‌ای نیست که امر مهمّی و درد بزرگی از مردم، به من وارد نشود و هر کدام از آنها یک نوع حاجتی دارند و همگی می‌خواهند که مقتضای خواهش ایشان از حقیر حاصل شود.
امید است سخنان ناهموار مرا که مانند دوای تلخ به مذاقْ ناگوار است در کامتان، خوشگوار اُفتد.
حتماً مستحضرید وقتیکه اَکابر جامعه از شیوه و طریقه لازم خود بیرون روند و طریق صواب را بر نگزینند، سایر مردم به تبعیتِ، «اَلناسُ عَلیٰ دینِ مُلُوکِهِم»، مسیری را انتخاب می‌نمایند که در پی آن مصائب غیرمنتظره‌ای عائد می‌گردد.
نامه سید قدرت حسینی بحرینی به سید ناصر حسینی پور

سید قدرت حسینی بحرینی

به قول شیخ اجل سعدی شیرازی: «آزردن دوستان خلاف راه صواب است و نقض رأی اولوالالباب»
اگر در جامعه‌ای مردم رها شوند هر آینه مانند عقابان برّ و ماهیان بحر همدیگر را می‌دَرَند و به اِفنای یکدیگر مشغول می‌شوند و اختلالی غیر قابل مهار ایجاد می‌گردد. از زمانی که به عنوان وکیل مردم انتخاب شده‌اید، بعضی افراد مُطْمِع تعمداً به دنبال القاء اوهام عاطله هستند، تا مسیر را بر شما مُشتبه و آب را گل‌آلود تا به مقصد دلخواه نائل آیند که به مرور، ریای مخفیّه آن‌ها نمود و ظهور یافته و می‌یابد.

گفته‌اند:
«آتش چو فُتَد به گلستانی/ سوزند گل و گیاه با هم
فریاد من از درد چنین عیب نباشد/این درد نپندارم از آنِ منِ تنهاست»
در پرانتز عرض کنم: قرار نبوده و نیست شما نسبت به مسئله عقول و نفوس یا وحدت وجود و موجود یا کیفیت علم حضوری یا حصولی، اِجمالی یا تفصیلی وقت بگذارید و از مردم به واسطه این امور رفع گرفتاری شود. توقع اکثر جماعت پاسخ دادن به تلفن آنهاست ولو کارشان انجام نشود. مردم غرق در مضایق خود هستند و به دنبال مَفَرَّی برای نجات خود می‌باشند.
نظام جمهوری اسلامی، بر مردم هر حوزه‌ای، وکیلی و در رأس آن منطقه امیری قرار داده تا شب و روز با دیده محبت بیدار، و نگهبان اوضاع جماعت تحت نظارت خود باشند، تا نگذارند دست تعدّی جورْ کیشان، گونه احوال مستضعفان را به ناخن ستم خراشند و زور بازوی زبر دستانِ مکّار اهل رانت و فساد و فتنه به تیشه بیداد، نخل مراد زیردستان را درهم نتراشند. شاهد بودیم که اشک امیری مخلص در غم مصائب بیچارگان منطقه‌ای محروم، چه غوغایی در مملکت به پا کرد و آن سرشکی که به فرمان عطوفت و مهربانی، بی ریا، گودی حدقه را به سمت گردنه‌ای، گونه نام، درنوردید، قطعاً سنگلاخ‌ها را از پیش پای مردم محو خواهد نمود.
«اخلاص یعنی این».
امیر و وکیلی پیروزند که توفیق هر مهمی را بر وجه صواب از درگاه رب الارباب مسئلت نمایند و تمشیت هر امری را به مشیّت او منوط دانسته و روز و شب به زبان عجز و اِنکسار از دربار حضرت آفریدگار، سلوک راه درست را طلبند.
گفته‌اند؛ «ریاست بدست کسانی خطاست/ که از دستشان دستها بر خداست».
جایگاه وزیری و امیری و وکیلی و کسانی که آلاف و اُلوف دارند، نباید مانع از دادرسی بیچارگان شود و از فریاد دادخواهان روی گردانند و از ناله ستمدیدگان برنجند.
اشک‌های آن امیر در دیشموک مظلوم و محروم عصاره احوال رنج دیدگان و بیچارگانی بود که موج نوع دوستی و اعلام معاضدت را در اقصیٰ نقاط کشور برای استان ما به ارمغان آورد.

ولو اینکه آن اخلاص عده‌ای افراد عقده‌ای را بر نتافت و از این و آن کلمات و جملاتی را به عاریه گرفتند و بغض درونی خود را فاش نمودند.
آری هر کی سر شد، دردسرش باید کشید و هر که سرور شد، بر زیر دستان بایدش بخشید.
نام سروری بر او رواست اگر نامه ایشان را بخواند. وزیر و امیر و وکیل حکم آفتاب دارند باید پرتو التفات خود را از هیچ ذره‌ای دریغ ندارند و این شیوه را منافی‌شان خود ندانند. چه، هیچشانی اعظم از شان خدایی نیست و آن باری تعالی دست رد بر سینه احدی نمی‌گذارد.
«هر که آمد گو بیا و هر که خوانَد گو برو/ کبر و نازِ حاجب و دربان در این درگاه نیست».
مع الاوصف قطعاً نیاز به اصلاح نگرش خود داریم به قول توماس جفرسون: «هیچ چیز نمی‌تواند فردی را که دارای نگرش درست است از دستیابی به هدفش باز دارد. هیچ چیز در روی زمین نمی‌تواند به فردی که دارای نگرش نادرست است کمک کند». و گفته‌اند؛ نگرش مثبت گذرنامه فرد برای ورود به فردایی بهتر است لذا یک نظام اعتقادی مثبت نقطه شروع دستیابی به هر هدف است.
بزرگی گفته است؛ نگرش شما پنجره‌ای است که از پشت آن دنیا را می‌بینید گاهی اوقات دلشکستگی‌ها پنجره‌مان را تیره و تار می‌کند و شک و تردید پنجره‌مان را مات می‌نماید و دلیل آن این است که از پاک کردن پنجره نگرش خود غافل مانده‌ایم. وقتی غبار پنجره زدوده می‌شود دنیای تازه پیش چشم انسان گشوده می‌گردد.
مطمئن باشید تمام جماعتی که به شما رأی دادند همه خیرخواه شما هستند و می‌خواهند آبرومند باشید منتها به شرطها و شروطها.
واقعیت این است که اعتماد مردم به شما و اینجانب و خانواده کم شده است، در طول این ۴۳ سال هیچ وقت شرایط اینطور نبوده که در همان شش ماه اول نمایندگیِ وکیلی، موج نارضایتی فراگیر شود. عرضم این نیست که همه اعتراضات به جاست و همه سخن‌ها و تحلیل‌ها صواب و کارگشاست، اما عملکرد شما و من و بعضی از اعضای خانواده و تعدادی از دوستان موجد اصلی این فضای شکننده است. گرچه بعضی از گلایه‌ها منطقی و عقلایی نیست ولی به هر حال مردم آنچه را وظیفه خود می‌دانستند به موقع انجام دادند اما ما به وظیفه خود، خوب و شایسته عمل نکردیم. یک واقعیتی است که ما به شأن نمایندگی که توقع مردم است، عمل نکرده‌ایم که عین بی‌تدبیری است و جفا به مردم به ویژه کسانی که با عشق و علاقه حماسه بیست و هشتم خرداد را خلق نمودند. مردم و بخصوص جوانانی که من می‌شناسم، اکثراً همچنان پای کارند و حاضرند هر مجازاتی را با دیده‌ی منّت بپذیرند ولی قبول نمی‌کنند مدال پیروزی را که با مشقت و افتخار به دست آورده‌اند، از گردن بِدر آورند آنها هر مجازاتی را پذیرفتند ولی زیر بار حرف زور نرفتند.

الان اگر نگرانند، بخش مهمی از این نگرانی را ما مقصریم حتماً مطلعید که عده‌ی زیادی از هواداران به جرم استقامت و دفاع جانانه از جریان اصیل ولایی، از هر سو، زهری مرگبار که با تیرهای زهرآگین، آن‌ها را هدف قرار می‌داد و می‌دهند، کماکان بر مواضع خود پایمردی می‌نمایند و امید به آینده را رصد می‌کنند، ولی گویا دیدگان کسانی که باید این فداکاری‌ها را می‌دیدند و ببینند کور شده است. نکند ما نیروی بینایی خود را از دست داده باشیم؟!
حقیر به عنوان برادرت، سیاست را از تاریخ و مردان سترگ یاد گرفته‌ام و آموخته‌ام که تاریخ تنها برای حفظ کردن نیست بلکه می‌توان از آن درس‌های متفاوت و آموزنده آموخت. از روزی که من و دوستانم خود را متعهد به این نظام دانسته‌ایم عملاً نشان داده‌ایم که ما موظف نیستیم در راهی قدم بر داریم که خیلی‌ها یا به خاطر منافع یا ناآگاهی یا به جهت عبور از گرفتاری‌ها، سال‌ها تسلیم آن شده‌اند و بنا نیست که ما تسلیم مشکلات شویم.
به قول ناپلئون هیل: «کسی که تسلیم نشود عاقبت پاداش تلاش خود را به طور کامل خواهد گرفت» مطمئن باشید اگر فشاری در میان نباشد الماسی هم در میان نیست. ما هم مثل شما می‌دانیم که زندگی پر از فراز و نشیب است و همواره آن طور که انسان می‌خواهد پیش نمی‌رود، اما آموخته‌ایم که هرگز در برابر هیچ مشکلی سر تعظیم فرود نیاوریم و با تمام وجود به مقابله با آن‌ها برخیزیم و این مزیّتی بود که به وسیله آن توانستیم بر سختی‌ها فائق آییم و مشکلات را یکی بعد از دیگری پشت سر بگذاریم.
حل مشکلات جامعه نیاز به پشتکار دارد و گفته‌اند: «پاداش کسانی که با پشتکار به پیروزی می‌رسند بسیار فراتر از رنجی است که در این راه متحمّل می‌شوند لذا هر گرفتاری و مصیبتی بذر منفعتی همسان یا بزرگتر از خود را به همراه دارد»
برای ورود به بعضی مسائل مهم و کارگشا بارها خدمتتان اصرار نمودم ولی گره‌هایی را که با دست باز می‌شدند باز نَنِمودید، تا الان مجبور هستی برای گشودن آنها به زور دندان متوسّل شوید!!
پر واضح است که قابلیت‌ها و توانایی‌ها در سختی‌ها رخ می‌نمایند، و انسان را آبدیده می‌کنند. راه موفقیت و پیشرفت این است که همه راه‌های عقب نشینی را مسدود کنیم فراز و نشیب‌ها به ما آموخت که واقع‌بین باشیم و تنها در پی یک زندگی بی دردسر نگردیم. مطالعات تاریخی و جامعه شناسی و روانشناسی باعث شد که ما در شرایط نابسامان با تکیه بر ایمان، روحیه‌مان را حفظ کنیم و شما در اسارت از همه موفق‌تر بوده‌اید قطعاً مطلع اید که در جامعه امروز ما، اختلاف طبقاتی میان اقشار متفاوت بیداد می‌کند برخی با رانت و زمین خواری و پیمان‌های کلان سفارشی و سوء استفاده‌های فراوان صاحب ثروت‌های افسانه‌ای شده‌اند و در کنار آنها، عدّه‌ای توان تهیه ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین مایحتاج زندگی را ندارند.
من

لذا الان همه چشم های مضطرب به سمت ما دوخته است و متأسفانه قشر ضعیف تنها قربانیان اجتماع هستند. با کمال تأسف واژه همدردی مفهوم واقعی خود را از دست داده است و اصول اخلاقی در بین مردم کمرنگ و بی تفاوتی ویروسی همه گیر شده است آیا ما هم باید تسلیم و مغلوب این ویروس شویم؟
آیا هنوز نپذیرفته‌اید که مخالفین حرفه‌ای (که آنها خود، ما را دشمن برشمرده‌اند) از هیچ اقدام خصمانه‌ای رویگردان نیستند، تا وجودشان را در اجتماع به اثبات برسانند؟
نامه سید قدرت حسینی بحرینی به سید ناصر حسینی پور

سید ناصر حسینی پور

به خاطر دارید که در آن مبارزه نفس گیر که حتی تلفنی هم سراغ احدالنّاسی از مبارزانی را که علیه رانت خواران و آنهایی که نتیجه انتخابات ۹۸ را با هزینه‌های چند ده میلیاردی تغییر داده بودند، نگرفتید، و کوچکترین نقشی در آن ماجرا نداشتید، اما آن شخص علیه شما به ناحق گفت که: «سیدناصر یک CD علیه من پر کرده بود و به بیت داده بود»، که آن موضوع صد البته کذب محض و دروغی اضافه بر لیست دروغ‌های قبلی‌اش بود تا بلکه از آراء شما کاسته شود. آن‌ها صددرصد مرموزانه در کمین نشسته‌اند و بخش مهمی از ردصلاحیت من ساختگی بود که با توجه به نفوذی که در دولت مرعوب اصلاحات در استان و بخصوص در تهران در جاهای بسیار مهم داشتند، آن واقعه پیش آمد اما من و شما و دوستان محوری‌مان، کوتاه نیامدیم و مردانه در برابر آنها ایستادیم و ایستاده‌ایم و نتیجه‌اش را هم دیدند «وحدت و انسجام یعنی این».

اینها که مجتمعاً دشمنی می‌کنند باید با خدمت صادقانه به مردم مبارزه کرد تا دستشان بیشتر رو شود.
نکته مهم، اما هیچگاه نشد از برادرت بپرسید: «شما که ۱۹ سال خارج از گچساران و باشت بودید و حداکثر بعد از انقلاب یک سال و نیم در گچساران (سپاه و آموزش و پرورش) زندگی کرده بودید، چطور آمدید و با ۲۳ هزار رأی نماینده مردم شدید در حالی که از جانب هیچ جریان مطرح استانی یا کشوری حمایت نمی‌شدید». (تحلیل این مهم بماند برای وقتی دیگر)
یقیناً اگر در انتخابات میان دوره‌ای مجلس هفتم در کل حوزه بویراحمد گرمسیر حتی بر هر صندوقی یک نفر نیرو می‌داشتیم برنده آن انتخابات ما بودیم بماند که چه گذشت و آن شخص که فعلاً سرِکار است و فکر می‌کند مجدداً می‌تواند به آن نقطه صعود کند، قطع یقین آب در هاون می‌کوبد بعداً خواهد فهمید که سر کار است) سؤال این است چرا امیدوارند؟ (در جای خودش این موضوع را برایتان تحلیل می‌کنم که اشکال از کجاست). آن مهندس محجوب هم سر کار است. بعضی از بستگان ما هم بیش از دیگران سرِکارند. (باید زیرکی آن فرد محوری را در قالب دنیاداری تحسین نمود). آن‌ها خوب بلدند چگونه مسائل کوچک و بی مقدار خود را بزرگ و امور با ارزش ما را کم اهمیت نشان دهند و با بزرگ جلوه دادن توفیقات کوچک و اندک خود (که آن موارد هم مبتنی بر منافعشان می‌باشد)، توجه مردم را به خود جلب کنند و ذهن آنها را منحرف یا مشوّش نمایند تا با خاطری آسوده همان کاری را که می‌خواهند به نتیجه برسد. تیم رسانه‌ای و قلم به مزد آن دو شخص هم شبانه روز در تلاشند تا مقاصد آنها را برایشان محقق نمایند. آیا جنابعالی ارتباطی معنادار با تیم رسانه‌ای خود که در باشت و گچساران آن همه فداکاری نمودند، دارید؟
تنها راه مقابله با این بازی‌های شطرنج گونه این است که با خدمت صادقانه به مردم قدرتمندانه مقابلشان ایستاد و بر رفع ضعف‌ها مجدّانه تلاش شود.
مدیران مطلقاً نباید به امان خدا گذاشته شوند. در آن دوره نمایندگی اینجانب، با این نیت که باید عزت حضرات مسئولین حفظ شود، در کارشان دخالتی به عمل نیامد، و بعضاً خودسرانه هرکاری می‌خواستند انجام می‌دادند. الان باید ضمن احترام به آنها، با عیونی واقعی عملکردشان را با دقت و مستمر رصد نمود، لایق‌ها تشویق و اگر در کار بعضی‌ها ضعفی وجود دارد چنانچه با تذکر و ارشاد، اصلاح آن‌ها کارساز نباشد قاطعانه عذرشان خواسته شود تا فکر نکنند این میزها حق آنهاست، تمام میزها و پست‌ها جایگاه‌های نوکری برای مردم هست و بس.

باید بدانید که هنوز هم در میان جمع ما کسانی هستند که بدون چشم داشت تمام قد به مبارزه ادامه می‌دهند. حتی اگر هیچکس آن‌ها را نبیند و گمنام باشند.
عده‌ای هم به خاطر اینکه از منجلاب فقر و نداری نجات یابند به هر طنابی چنگ می‌اندازند و بر هر وعده‌ای هرچند دروغین دل می‌بندند، اما ما وظیفه داریم با مردم یکرنگ و صادق باشیم و واقعیت‌ها را برای آنها تبیین کنیم و بر قول و وعده‌های خود استوار بمانیم، شما با عبور از دشواری‌ها و سنگلاخ‌هایی که در زندگی خود تجربه نموده‌اید می‌توانید نابودگر مفت گویان و مفت خواران اجتماع باشید. بیرحمی خود خواهان و تمامیت خواهان سبب پرورش بذر کینه در جامعه شده است که ما باید صحیح عمل کنیم تا افکار و عملکرد آنها سبب سردرگمی جامعه نشود.
آنچه انسان را در بزنگاه‌های حساس و در موقعی که گرد و غبار، امور را بر انسان مشتبه می‌نماید، نجات می‌دهد، بصیرت است که راه صحیح را نشان می‌دهد چرا که گفته‌اند: بصیرت یعنی هنر دیدن چیزهایی که دیگران از دیدنشان عاجزند.
اگر در فتنه ۸۸ عده‌ای از خواص تجدید و جمعی مردود شدند علتش نداشتن بصیرت بود.
حتماً شنیده‌اید که می‌گویند: «هر کس به طریقی فضای یک اتاق را روشن می‌کند یکی وقتی وارد آن می‌شود و یکی وقتی از آن بیرون می‌رود می‌تواند مصداق شریفه‌ی «جاءَ الْحَق و زَهَقَ الباطِل» باشد.
البته جامعه در یک معضل بزرگ غرق است و آن اینکه عده‌ای به جای شمردن نعمتها، مشکلات را جمع می‌زنند و ایجاد یاس و ناامیدی را تبلیغ می‌نمایند.
نکته بسیار مهم دیگر، دوستان و اطرافیان است، شنیده‌اید که گفته شده آیینه صورت ظاهر انسان را نمایان می‌سازد اما چهره حقیقی او را می‌توان از دوستان و همنشینانش شناخت لذا انسان بخشی از آن چیزی می‌شود که در کنارش قرار دارد.
همنشینی با علمای آگاه بلاد، خاصّه ائمّه جمعه و جماعات و چهره‌های دانشگاهی و متعهدین مُعمّر و مجرب و جوانان تحصیلکرده و خوش ذوق در ریل گذاری صحیح، گره‌ها را از مشکلات باز می‌کنند.
منظور این نیست که همه آراء آنان را به دیده قبول تلقی کنید و در حصار همان آراء متوقف بمانید بلکه به استناد «فَبَشّر عِباد الَذین یَسْتَمِعوُنَ الْقول فَیتبِّعونَ اَحْسنه» سخنان را بشنوید و بهترین‌ها را برگزینید.
شما نیک می‌دانید شعاری فریبنده اما مخرّب تحت عنوان معماران و نجات دهندگان اقتصاد مملکت به دست افرادی کارکشته افتاد و این هم مسلکان بخوبی می‌دانستند چگونه می‌توان اقتصاد یک مملکت را نابود کرد آنها از آن شعار برای دفاع از محرومان استفاده نَنِمودند و هیچگاه از قوّه به فعل نرسید بلکه آن را ابزاری برای دستیابی به اهداف خود دانستند. الان روز دفاع واقعی از حقوق محرومان و پابرهنگان است.

این نکته را نیز به خوبی می‌دانستند که اگر نیاز جامعه برآورده شود دیگر امکان تسلط بر آنها وجود نخواهد داشت، لذا سیاست تثبیت فقر در جامعه را در پیش گرفتند شاید خیلی‌ها این نکته مهم را نپذیرند اما از وقوع آن نباید حیرت زده شد چرا که بسیار مرموزانه این اتفاق افتاده است برخردمندان و آگاهان پوشیده نبود که جریان مزبور، هیچ برنامه مفیدی برای بهبود اوضاع اقتصادی نداشته و ندارند و بیشتر در پی دستیابی به اهداف سیاسی بودند که با چراغ سبز غربی‌ها، در سر می‌پروراندند. کلامشان زیبا اما بی محتوا بود مُشتی واژه‌های زیبا را کنار هم ردیف کردند که تنها گوش نواز بود بدون اینکه جنبه عملی داشته باشند. چند سال زندگی ملت را به برجام بی فرجام گره زدند حتی آب خوردن را. و همچون هشت پایی نیرومند همه جا بازو انداختند و همه چیز را در اختیار خود گرفتند و اما ما باید برای حل معضلات مردم از عقلمان پیروی کنیم نه احساساتمان یعنی احساسات باید در سیطره عقل قرار گیرد نه اینکه منبع و منشأ تصمیم گیری‌ها قرار گیرد. هرگز با چشم بسته به هدف نخواهیم رسید.
ما موظف هستیم علیرغم این همه تهمت، هتاکی، فهاشی، تبلیغات سو و کارشکنی‌ها، جلوی خشم خود را بگیریم و تنفر خود را از عملکرد یاوه گویان در دل سرکوب کنیم تا راحت‌تر بتوانیم در مورد موضوعات فکر کنیم و تصمیم صحیح بگیریم یقیناً نجات مردم از این شرایط نابسامان اقتصادی و فرهنگی امکان پذیر است اما نیاز به پشتکار و ایثار فراوان دارد.
اطمینان قلبی دارم که آنچه را دنبالش هستیم و قصد انجامش را داریم اگر سرلوحه کارمان اخلاص و خدمت صادقانه باشد محقق خواهد شد ولو این که نیاز هست ‌ پنجه در پنجه خیلی‌ها انداخت.
در مسائل مختلف ما باید یا دلیلی محکم برای پذیرش یک موضوع را داشته باشیم یا برهانی معتبر و مُتْقَنْ برای رد کردن آن.
اگر سست قدم باشیم که بحمدلله نیستیم و یا حرف‌هایمان پر از تضاد و متناقض باشد هرگز نمی‌توانیم یاورانی ثابت داشته باشیم. اگر دیواره‌ی اعتماد ترک بردارد، ترمیم آن به سختی امکانپذیر است.
برای حفظ جامعه‌ای که مردم آن از چندین ایل و طایفه شکل گرفته و برای اینکه از یکدیگر جدا نشوند و رودرروی همدیگر قرار نگیرند باید همه آنها بر اساس جایگاهشان مطلوب دیده شوند.
قطعاً مطلعید که هر چه میانگین سنی افراد یک جامعه کمتر و آن جامعه جوان‌تر باشد آمادگی آن جامعه برای همراهی بیشتر است مشروط به اینکه شاهد یک عدالت نسبی در اجتماع باشند.
اگر ما نتوانیم به افکار جوانانمان شکل مثبت بدهیم هنگام خاک سپاری‌مان، گویا تمام آمال و آرزوهای آنها را، زیر خروارها خاک با خود دفن نموده‌ایم.

فرصت‌ها مانند ابر می‌گذرند مردم نباید احساس کنند که مجبور به انتخاب بین دو بد، یا بد و بدتر هستند.
سیاست فقط قدرت کلام برای تشویق و دلگرمی دیگران نیست، معیار یک نماینده یا مدیر خوب، تنها سخن گفتن شیوا نمی‌باشد. اگر مردم استنباط نمودند که مسئولین برای فریب آنان، فقط زیبا سخن می‌گویند، قطعاً تبرّی می‌جویند.
برادر عزیزم؛ من هر وقت خاطره آن شب محزون در پادگان شهید غلامی اهواز را مرور می‌نمایم، بعد از سالها هنوز گونه‌ها و محاسنم خیسِ اشک می‌شوند خودتان از موضوع واقف هستید.
شما خوب می‌دانید که عده‌ای شکست خورده برای بدنام کردن افراد آبرومندی که آنها را سدّی در راه خودشان می‌دانند حتی زندگی خصوصی‌شان را زیر نظر می‌گیرند تا سرانجام نقطه ضعفی از او بیابند یا برایش بسازند و به واسطه همان نقطه ضعف او را پایمال کنند و در صورتیکه هیچ نقطه تاریکی در زندگی او یافت نشود، به او تهمت می‌زنند و باعث آبروریزی او می‌شوند تا او را از صحنه سیاست خارج کنند البته غافل از این هستند که «مکروا و مکرلله ولله خیرُ الماکرین». آن‌ها راه فریفتن افکار عمومی را به خوبی بلد هستند.
قطعاً متوجه شده‌اید که مجلس رزمگاه قهرمانان است و مردم به سویی نظر دارند که قهرمانی بی‌پروا، برای عزت آنها گام بردارد. ذکر این نکته ضروری است که ترسوها جایی در جامعه ندارند شفاف عرض کنم شما انقلابی و صادق هستید ولی آدم شناس ماهری نیستید واضح است.

که هر چه مرکز فرماندهی سالم‌تر باشد اعضای آن نیز از سلامت و پایداری بیشتری برخوردارند اگر نیروی عظیم مردم نادیده گرفته شود استارت اضمحلال سیاسی و اجتماعی قطعی است. برای مقابله با افراد چموش تطمیع شده باید مردانی شجاع داشت تا در مقابل آن‌ها از پای در نیاییم و اگر زمین خوردیم با عزمی راسخ‌تر از جا برخیزیم و به مبارزه‌ای دوباره بپردازیم تا شرّ آن‌ها از سر مردم کوتاه شود. شجاعان همواره مورد احترام جامعه بخصوص جوانان هستند البته قدرت مردم بیکران نیست بلکه محدود است گر چه اگر به حرکت درآید همچون سیل خروشان کارساز است ولی مبارزات ممتد توان آنها را تحلیل خواهد برد.
قبلاً هم گفته‌ام باید از تاریخ درس گرفت خواندن آنها تنها برای سرگرمی نیست نباید بگوییم چون زمانه عوض شده تاریخ گذشتگان دیگر کارایی ندارد و نمی‌توانیم از آن درس و آموزش بگیریم باید آن را با دقت مرور نمود به بهترین شکل ممکن، در زمان حال از آن استفاده کرد. هم در قرآن و هم در سخنان معصومین علیهمُ السّلام به ویژه امیرمومنان علیه السلام ث، به کرّات از سر گذشت قُدَماٰ سخن به میان آمده است. تحولات مختلف در این ۴۳ سال انقلاب درس‌های مهمی به ما یاد داده و می‌دهد مشروط به اینکه با مداقّه، مورد توجه قرار گیرد.
ما نباید همانند جامعه‌ای باشیم که همچون هِرَم، روی رأس خود ایستاده‌اند و کوچکترین لغزش آنها را سرنگون می‌کند.
من به این نکته معتقد نیستم که سرنوشت، انسان را در دام خود اسیر می‌کند بلکه مطمئنم، انسان‌های با اراده و مقاوم، دام اسارت را هر چند محکم باشد سَرْ می‌برند. «هرکس کتاب جهانی پایی که جا ماند را خوانده باشد یا بخواند کاملاً می‌پذیرد که شما یک سد شکن واقعی هستید اگر از نصف ظرفیت و توان خود به موقع استفاده کنید می‌توانید منشأ انجام خیلی کارهای مهم باشید.
کمتر نماینده‌ای را در شهرستانها سراغ دارم که در دوره اول نمایندگی خود، پتانسیل شما را داشته باشد ولی متاسفانه در موارد متعدد از توان خود غافل هستید و این جفا در حق مردم است.

عده‌ای از بعضی افراد که نماینده شده بودند، بُت ساخته‌اند در حالی که بیشتر سراب بود و متاسفانه خیلی از مردم این بزرگ‌نمایی و چاپلوسی‌ها را باور کرده‌اند و به همین دلیل دچار عارضه خود کم بینی شده که علت اصلی آن تبلیغات گسترده اَجیر شدگان است.
مخالفین ما که خودشان، ما را دشمن معرفی می‌کنند سودای نابودی ما را در سر می‌پرورانند راه مقابله با این تفکر و شیوه منحوس، صادق بودن با مردم و خدمت صادقانه به آنان است توجه کافی به تحکیم ستون‌های جامعه، که دلسوزان واقعی، آگاه، مجرب و کارکشته هستند از ضروریات است که تا الان نسبت به این مهم غفلت شده است.
اما اگر به اندیشمندان واقعی جامعه و افراد پر استعداد توجه نشود و گوشه گیرشان کنیم و به آنها بهاء داده نشود، با دست خود پل‌های پشت سرمان را نابود نموده‌ایم. برای شناخت واقعی جامعه، باید میزان فداکاری و ایثار اعضاء را بشناسیم. زیرا میزان فداکاری آن‌ها نشان می‌دهد که چقدر به اعتقادات و جریانشان پایبند هستند. شما کسی را پیدا نمی‌کنید که به خاطر مسائل اقتصادی خودش را قربانی کند اما بسیاری از افراد هستند که جان خود را فدای آرمانشان می‌کنند.
تا قبل از این دولت مردمی احساس می‌کردم که جامعه را مِهی سنگین و ارغوانی دربرگرفته، یعنی همان حالتی که پیش از شروع طوفانی سهمگین پدید می‌آید ولی بحمدلله با رد بعضی مکّاران مدعی جایگاه ریاست جمهوری، توسط شورای معظم نگهبان راه برای تشکیل دولت خدمتگزار باز شد که «نَحْنُ مُنْتَصِرون انشاءلله».
ما نباید هر کاری را در آخرین فرصت ممکن انجام دهیم یعنی زمانی که هیچ راهی جز انجام آن نداشته باشیم در این حالت، ممکن است معضلات مضاعف شود.
دوستان محوری جریان ما، چنین بودند و هستند که هرچه صدای زنگ خطرها بلندتر می‌شد و یا می‌شود نه تنها ترسی به دل راه نداده‌اند بلکه با مقاومتی مثال زدنی حضور خود را در صحنه پررنگ‌تر به رخ می‌کشیدند اینها گنجینه‌هایی هستند که سال‌ها  وقت گذاشته‌اند، تا چنین کارآزموده شده‌اند، این سرمایه‌های مفید و مؤثر رایگان در اختیار شماست، ولی گویا خود را از آن بی نیاز می‌بینید، که اگر چنین باشد یک اشتباه اَفحَشْ است. این قانونی نانوشته است که در شرایط سخت، آن‌هایی که تحمل و بردباری کمتری دارند از میان می‌روند و تنها افراد نیرومند باقی می‌مانند.

 

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

css.php